خرید بک لینک

تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه

موضوع «تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. آنچه تاکنون منتشر شده حاکی از آن است که یه عصر تابستونی که چای دم کردی، هوای خونه خنک و تمیزه، یه موزیک با کیفیت پخش میشه و میگه: بر گیسویت ای جان کمتر زن شانه... باهاش آروم بدنتو تکون می دی ؛ و یهو ... یادت میاد داری... در ادامه تمامی اطلاعات منتشرشده را مرور می‌کنیم.

یه عصر تابستونی که چای دم کردی، هوای خونه خنک و تمیزه، یه موزیک با کیفیت پخش میشه و میگه: بر گیسویت ای جان کمتر زن شانه... باهاش آروم بدنتو تکون می دی ؛ و یهو ... یادت میاد داری آرزوهای چند سال پیشت رو زندگی میکنی. اما چرا اصلا لذت نمی بری؟!

یهو انگار یه کشف بزرگ کردی و به راز خلقت پی بردی. اره خودشه انگار راز دنیا همینه. هی توی آرزوهای گذشته زندگی کنی، هی لذت نبری، هی دنبال آرزوی جدید باشی، هی فکر کنی عقبی... و هی زندگی بهت ثابت کنه بابا به آرزوت هم برسی بازم خوشحال نیستی! و هی تو نفهمی! و هی بگی نه بذار به این یکی برسم دیگه خوشحالم...

لابد رازش اینه الان خوشحال باشی؟! چون هر چی از ته دل بخوای انگار واقعا یه روز توی مشتت میاد؟ شاید هم این یه زاویه دید خلاقانه از انسانهاییه که خواستن کسی فرو نپاشه بعد از شکست؟

برچسب: نویسنده: elnote تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 9:20

صفحه بندی